شیرینی های نیمه شب - و با این حال ما یکدیگر را دوست داشتیم ... (قسمت 1)

0 8

خوانندگان گرامی به ستون دوم "بخش شیرینی های نیمه شب" ما خوش آمدید و "اما ما همدیگر را دوست داشتیم ..." این یک زوج هستند که افتخار همه بودند و با این وجود راه های جداگانه خود را برای عدم ارتباط برقرار می کنند. آقا و خانم دیوانه وار عاشق هم هستند.

چه اتفاقی خواهد افتاد آیا آنها قادر به تحمل این جدایی هستند؟ آیا آنها دوباره با هم می آیند تا بدانند ، آخر هفته در www.abidjanshow.com با یکدیگر ملاقات می کنند

و با این حال ما یکدیگر را دوست داشتیم ... (قسمت 1)

- تو می دانی الا ، من از هر کاری که با من می کند بیمار هستم ، تصمیم گرفته شده این بار پایان کار باشد. فکر نمی کنم او دیگر مرا دوست داشته باشد. او بارها آن را به من نشان داده است و این شما نیستید که عکس این را به من بگویید.

- عزیزم را می شناسم اما تو هم این کار را آرام انجام می دهی ، می دانم که هنوز او را دوست داری. چرا می خواهید با ترک او به خود آسیب بزنید. من می دانم که شما قادر به گرفتن آن نیستید. کمی آرام باشید.

- در هر صورت این آخرین فرصتی است که او چنین داشته است و چون عشق او به من دیگر وجود ندارد ، او به هر آنچه احساس می کنم اهمیتی نداده است. تصمیم گرفته که من ترک خواهم کرد.

در حالی که کلارا از کارل در بهترین دوست و خواهرش الا شکایت داشت ، او در کنار مارکو بود.

- می دونی مارکو چقدر دوستش دارم همسرم. اما اخیراً آن را احساس نمی کنم. او از من بسیار دور است. تعجب می کنم که با او چه کردم. آیا او مرد دیگری را نمی بیند؟ تو به تنهایی می توانی عشق من به او را شهادت دهی. درست است که گاهی اوقات می خواستم لذت ببرم اما وقتی او را به یاد آوردم ، یک تصویر او در ذهنم کافی بود تا این دختران را رد کنم. چرا او به نوبه خود با تلاش من برای تبدیل شدن به یک مرد کامل در نظر او مرا رد می کند؟ چرا کسی که اینقدر دوستش دارم باعث می شود اینقدر رنج بکشم؟

- درست است ، رفیق شما درست می گویید ، اما این زن است ، ه ، شما هرگز نمی دانید که چرا عصبانی می شود و ما را سرزنش می کند حتی وقتی سعی می کنیم خوب باشیم. در هر صورت ، من از وضعيت خودم به عنوان يك مرد مجرد و بدون تعهد بسيار خوشحالم. بدون سر و صدا اما سعی کن آرام باشی که تو مرد هستی

آنجا به زندگی روزمره آقا و بانو کوما تبدیل شده بود. کسانی که عشق آنها را در چشمانشان می درخشید مشاهده کردید. او در حالی که در کلاس های 5 بودند ، در نیمکت های مدرسه در کلاس 2 بسیار جوان شناخته می شد. آنها هرگز تا مقطع دکترا رها نمی کنند. خانواده هایشان خیلی به اتحادیه اروپا افتخار می کردند. آنها تقریباً برای همه والدین دیگر نمونه بودند. و این XNUMX سال زندگی آنها بوده است. چه چیزی این مسئله را در این زن و شوهر ایجاد کرد که بسیار عالی بودند؟

Dyl

# G1 فضا فضا-7.g1 {ارتفاع: 20.000000px؛ }media تنها صفحه نمایش و (حداقل عرض: 601px) {# g1 فضا فضا-7.g1 {ارتفاع: 20.000000px؛ }}

دوست دارید

# G1 فضا فضا-8.g1 {ارتفاع: 20.000000px؛ }media تنها صفحه نمایش و (حداقل عرض: 601px) {# g1 فضا فضا-8.g1 {ارتفاع: 20.000000px؛ }}

این مقاله شیرینی های نیمه شب - و با این حال ما یکدیگر را دوست داشتیم ... (قسمت 1) اولین بار ظاهر شد Abidjanshow.com.

این مقاله ابتدا در https://www.abidjanshow.com/douceurs-de-minuit-et-pourtant-on-saimaitpartie-1/ ظاهر شد

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد